-
توان تا بود جفایت کشم
پنجشنبه 28 تیرماه سال 1403 20:00
قرار دلم کجا می روی چرا می روی چرا می روی خطا می روی چرا نشنوم صدای تو را به جان می برم جفای تو را کجا می روی توان تا بود جفایت کشم تن ناتوان به پایت کشم چرا می روی بیا و ببین چه افغان کنم اگر شکوه ای ز هجران کنم به جا می روی بیا دمی در کنار من ببین دل بی قرار من بیا ببین روزگار من بیا ببین همچو آتشم بیا ببین آه سرکشم...
-
ثارالله
یکشنبه 24 تیرماه سال 1403 20:00
السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت حسین ابن علی (ع) تعزیت باد
-
ای خدا بار دگر دردم دوا کن
شنبه 23 تیرماه سال 1403 20:00
ای خدا تقدیر مارا گر نوشتی اینچنین پس عطا کن طاقتی بر سرنوشتی اینچنین تا به کی بی یار و یاور تا به هجران بر دلم مانده دور از آشنایان کنج غربت منزلم ای خدا بار دگر صبرم عطا کن ای خدابار دگر دردم دوا کن من چه هستم لاله ای حسرت به دل بی پناه و خسته ای از خود خجل پس علاج کار کن وامانده ام آتشم که از کاروان جا مانده ام ای...
-
پشت پا بر حرم و دیر و کلیسا زده ایم
چهارشنبه 20 تیرماه سال 1403 20:00
تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم به تولای تو بر هر دو جهان پا زده ایم تا به کوی تو نهادیم صنم روی نیاز نشوی غافل از اندیشه ی شیدایی ما گرچه زنجیر به پای دل شیدا زده ایم در خور مستی ما رطل و خم و ساغر نیست ما از آن باده کِشانیم که دریا زده ایم همه شب از طرب گریهِ ی مینا من و جام خنده بر گردش این گنبد مینا زده ایم تا...
-
بر برگ گل به خون شقایق نوشته اند
یکشنبه 17 تیرماه سال 1403 20:00
ای شادی بگشا درها بر رخ ما که پر از مژده ایم به چمن از بهار خبر آورده ایم هان ! بنگر به سپهر میخندد گل مهر تو بخند ای امید که از آن اشک و خون سحری نو دمید نغمه سر کن ای شادی کز بهار آزادی گل به دامن آوردیم شادمانه چون خورشید صبح روشن آوردیم به چمن بگذر ، گل خون بنگر گل خون که به سر زده ایم به نشان ظفر زده ایم این لاله...
-
رییس جمهور جدید
شنبه 16 تیرماه سال 1403 11:33
انتخابات ریاست جمهوری با تمام فراز و نشیب ها به پایان رسید و آقای دکتر پزشکیان رسما پیروز انتخابات شد. اما به نظرم از امروز باید در خصوص موارد زیر تفکر کرد و بررسی نمود: 1- امیدوارم اعضای دولت در سایه و هوادارانشون بر خلاف رویه ای که داشتند و بعضا چوب لای چرخ دولت مستقر می کردند، از نحوه برخورد مردم درس گرفته و اگر...
-
خنده بر گردش این گنبد مینا زده ایم
دوشنبه 11 تیرماه سال 1403 20:00
تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم به تولای تو بر هر دو جهان پا زده ایم تا به کوی تو نهادیم صنم روی نیاز پشت پا بر حرم و دیر و کلیسا زده ایم نشوی غافل از اندیشه ی شیدایی ما گرچه زنجیر به پای دل شیدا زده ایم در خور مستی ما رطل و خم و ساغر نیست ما از آن باده کِشانیم که دریا زده ایم همه شب از طرب گریهِ ی مینا من و جام...
-
شادی
جمعه 8 تیرماه سال 1403 20:00
ای شادی بگشا درها بر رخ ما که پر از مژده ایم به چمن از بهار خبر آورده ایم هان ! بنگر به سپهر میخندد گل مهر تو بخند ای امید که از آن اشک و خون سحری نو دمید نغمه سر کن ای شادی کز بهار آزادی گل به دامن آوردیم شادمانه چون خورشید صبح روشن آوردیم به چمن بگذر ، گل خون بنگر گل خون که به سر زده ایم به نشان ظفر زده ایم این لاله...
-
یعنی از عمر همین بود تن آسایی ما
چهارشنبه 6 تیرماه سال 1403 20:00
یار بی پرده کمر بست به رسوایی ما ما تماشایی او ، خلق تماشایی ما قامت افروخته میرفت و به شوخی میگفت که بتی چهره نیفروخت به زیبایی ما او ز ما فارغ و ما طالب او در همه حال خود پسندیدن او بنگر و خودرایی ما قتل خود را به دم تیغ محبت دیدیم گو عدو کور شو از حسرت بینایی ما جان بیاسود به یک ضربت قاتل ما را یعنی از عمر همین...
-
عید غدیر
دوشنبه 4 تیرماه سال 1403 20:00
عید سعید غدیر خم گرامی باد
-
ره به وحدت نیافتن تا کی؟
شنبه 2 تیرماه سال 1403 20:00
از تو ای دوست نَگْسَلَم پیوند ور به تیغم بُرند بند از بند الحق ارزان بود ز ما صد جان وز دهان تو نیم شِکَّرخَند ای پدر پند، کم دِه از عشقم که نخواهد شد اهلْ، این فرزند پندِ آنان دهند، خلق ای کاش که ز عشقِ تو میدهندم پند من رهِ کویِ عافیت دانم چه کنم کاوفتادهام به کمند در کلیسا به دلبری ترسا گفتم: ای جان به دام تو در...
-
انتخابات
شنبه 2 تیرماه سال 1403 11:30
قصد نداشتم در خصوص مناظره های انتخاباتی و خود انتخابات مطلبی بنویسم اما دیروز تصادفا در بزرگراه آزادگان نرسیده به علامه جعفری بیلبوردی از جناب جلیلی دیدم که نتوانستم به روند خودم ادامه دهم. در این بیلبورد عکسی از جناب جلیلی چاپ شده که در حال خندیدن است. اما هر چه به عکس بیشتر نگاه کردم به این موضوع بیشتر پی بردم که...
-
جشن آب
پنجشنبه 31 خردادماه سال 1403 20:00
ایرانیان باستان همه ساله در بلندترین روز سال و آغاز تابستان یعنی اول تیرماه جشن آب یا آب پاشونک که جشن آبریزان، جشن آبریزگان، نوروز طبری، جشن سرشور یا سرشوی و عیدالاغتسال نیز نامیده می شود را برگزار می کرده اند. بدین منظور بصورت جمعی به سمت رودخانه ها، برکه ها و چشمه ها روان شده و با پاشیدن آب بر روی یکدیگر سالی پر از...
-
آتش افروز شود برق نگاهی گاهی
سهشنبه 29 خردادماه سال 1403 20:00
خانمانسوز بود آتش آهی ، گاهی ناله ای می شکند ، پشت سپاهی گاهی هستی ام سوختی از یک نظر ای اختر عشق آتش افروز شود برق نگاهی گاهی روشنی بخش از آنم که بسوزم چون شمع رو سپیدی بود از بخت سیاهی گاهی عجبی نیست اگر مونس یار است رقیب بنشیند بر گل هرزه گیاهی گاهی چشم گریان مرا دیدی و لبخند زدی دل برقصد به بر از شوق گناهی گاهی...
-
عید قربان
یکشنبه 27 خردادماه سال 1403 20:00
فرا رسیدن عید سعید قربان، یادگار حضرت ابراهیم خلیل الله و فرزند برومندش حضرت اسماعیل گرامی باد
-
نامه رسان
شنبه 19 خردادماه سال 1403 20:00
نامه رسان نامه ی من دیر شد کودک ولگرد فلک پیر شد خون به رگ زال زمان شیر شد برده ی بیچاره ز جان سیر شد نامه ی ما را نکند باد برد یا که فرستنده اش از یاد برد یا دگری بر دگری داد برد صید شد اندر ره و صیاد برد نامه رسان نامه ی من دیر شد کودک ولگرد فلک پیر شد دیده به در دوخته ام قرنها زآتش غم سوخته ام قرنها چهره برافروخته...
-
بس داغ لاله دیدم از فتنه ی خزان
یکشنبه 13 خردادماه سال 1403 20:00
آتش به دل مزن که دلم را قرار نیست این بیقرار را به غم عشق کار نیست بس کن زبان وسوسه در دل که بیش ازین سوز و گداز در خور این بیقرار نیست افسون مخوان به وعده و پیغام آشتی دانم دلم ،چنان سخنت استوار نیست بس داغ لاله دیدم از فتنه ی خزان دیگر دلم به عشق گلی پایدار نیست مریم ساوجی
-
دیدیم غم و شادی عالم گذران است
جمعه 11 خردادماه سال 1403 20:00
تا ما به سر کوی مغان خانه گرفتیم دادیم ز کف خرقه و پیمانه گرفتیم دیدیم غم و شادی عالم گذران است ما شادی دل در غم جانانه گرفتیم افسانه ی شیرین و جفا بردن فرهاد گفتند و سراسر همه افسانه گرفتیم دیدیم که سر می رود و بازنگشتیم سرمشق در این دور ز پروانه گرفتیم توحید به دیوانگی آخر برسد کار زین انس که ما با دل دیوانه گرفتیم...
-
اشک بیقدرم ز چشم آشنا افتادهام
دوشنبه 7 خردادماه سال 1403 20:00
با دل روشن در این ظلمتسرا افتادهام نور مهتابم که در ویرانهها افتادهام سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک تیرهبختی بین کجا بودم کجا افتادهام جای در بستانسرای عشق میباید مرا عندلیبم از چه در ماتمسرا افتادهام پایمال مردمم از نارساییهای بخت سبزهٔ بیطالعم در زیر پا افتادهام خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست...
-
خردادگان
شنبه 5 خردادماه سال 1403 20:00
کلمه جشن از ریشه اوستایی یسن است به معنی پرستش، عبادت و ستایش است. ایرانیان باستان عقیده داشتند برای سپاسگزاری به درگاه آفریدگار بابت نعمت هایی که اعطا نموده است، باید به جشن و شادی بپردازند. چرا که آفریدگار جهان از ایشان توقع دارد که از نعمت های خدا خوشحال و شاد باشند. خردادگان هم یکی از جشن های باستانی ایران زمین...
-
من از کمند تو تا زندهام نخواهم جست
پنجشنبه 3 خردادماه سال 1403 20:00
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست دگر به روی کسم دیده بر نمیباشد خلیل من همه بتهای آزری بشکست مجال خواب نمیباشدم ز دست خیال در سرای نشاید بر آشنایان بست در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست من از کمند تو تا زندهام نخواهم جست غلام دولت آنم که پایبند یکیست به جانبی متعلق شد از هزار...
-
جشن ارغاسوان
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 20:00
در اولین روز از خردادماه، ایرانیان باستان جشنی را به مناسبت آغاز فصل گرما برگذار می کردند که در کتاب آثار الباقیه ابوریحان بیرونی به آن ارغاسوان یا اریجاسوان گفته شده است که احتمالا هر دو اسم به سبب ناآشنایی کاتبان آن زمان با نام این جشن اشتباه است. در لغت نامه مرحوم دهخدا ارغاسوان آورده نشده ولی ارغا به معنای جوی آب...
-
میلاد اختر هشتم
یکشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1403 20:00
کاش دوباره مرا اذن زیارت دهی کاش دمی رخصتی بهر رفاقت دهی ماه شب تار من دست مرا بازگیر کاش مرا فرصتی بهر اجابت دهی میلاد هشتمین امام شیعیان عالم حضرت علی ابن موسی الرضا گرامی باد
-
ای که مهار میکشی صبر کن و سبک مرو
پنجشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1403 20:00
بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم میروم و نمیرود ناقه به زیر محملم بار بیفکند شتر چون برسد به منزلی بار دل است همچنان ور به هزار منزلم ای که مهار میکشی صبر کن و سبک مرو کز طرفی تو میکشی وز طرفی سلاسلم بارکشیدهی جفا پرده دریدهی هوا راه ز پیش و دل ز پس واقعهای است مشکلم معرفت قدیم را بعد حجاب کی شود گرچه به شخص...
-
گفتمش چاره ی این سوز بگو گفت بساز
دوشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1403 20:00
شد در شکوه من با سر گیسوی تو باز شب وصل است بسی کوته و این قصه دراز پر من داد ولی رفته ز یادم پرواز من که پروا ندارم چه کنم با پر باز گر به رویم همه درهای خوشی بندد چرخ هیچ غم نیست اگر هست در میکده باز گفتمش با غم عشقت چه کنم گفت بسوز گفتمش چاره ی این سوز بگو گفت بساز همه گویند پروانه بود عاشق شمع عاشق کیست بگو شمع بی...
-
مرا در دل عمری سوز غم پنهان بود
جمعه 21 اردیبهشتماه سال 1403 20:00
چنانم بانگ نی آتش بر جان زد که گویی کس آتش بر نیستان زد مرا در دل عمری سوز غم پنهان بود نوای نی امشب بر آن دامان زد نی محزون داغ مرا تازه تر از لاله کند ز جدایی ها چو شکایت کند و ناله کند که به جانش آتش هجر یاران زد به کجایی ای گل من که همچو نی بنالد ز غمت دل من جز ناله ی دل نبود در عشقت حاصل من گذری به سرم نظری بر...
-
بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی
سهشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1403 20:00
چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی کسی از خرابه ی دل نگرفته باج هرگز تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم ز غرور...
-
هر چه زنی بزن مزن طعنه به روزگار من
جمعه 14 اردیبهشتماه سال 1403 20:00
هرچه کُنی بکُن مکُن ترک من ای نگار من هر چه بَری ببَر مبَر سنگدلی به کار من هر چه نهی بنه منه پرده به روی چون قمر هر چه دَری بدَر مدَر پرده اعتبار من هر چه کَشی بکَش مکَش باده به بزم مدعی هر چه خوری بخور مخور خون من ای نگار من هر چه دهی بده مده زلف به باد ای صنم هر چه هلی بهل مهل پای به رهگذار من هر چه کُشی بکُش مکُش...
-
روز معلم
سهشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1403 20:00
روزمعلم گرامی باد
-
هما میرافشار
پنجشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1403 20:00
سر پنجه به چشمانم بگرفتم و بستم چشم پیشانی خود پنهان بر پنجه خود کردم تا داغ شکستم را از خلق کنم پنهان اما تو که می بینی اما تو که می دانی تنها ترم از تنها ای یاور بی یاران این دست من و این تو بس کن دگر این بازی آخر به چه می نازی خود می شکنی آسان هر چیز که می سازی یک تن بود از ما تو ای رهبر گمراهان یا می کشیم با خود...