ﺧﻮﺷﮑﻞ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻭ ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ ﻭ ﮐﺘﻰ !
با حقوق آنچنانی، زندگانی در رفاه،
کارمند و کارگر، یارانه میخواهد چه کار؟
به باقلوا که بگو تو، مرا چه بوده گناه؟
برای عیش و طراوت فقط تویی تمثیل
به من کسی نفکنده به غیر پشم نگاه
نصیب تو بشود کام یار تنگ دهان
مقام و مقصد من معده های همچون چاه
دختر ِ سعدی! هلاک ِ بوسه ای شیرازی ام
آنقدر مســـــــتم که حتا با لبی هم رازی ام
تا که بابا "مشــرف الدین" برنگشته زود باش
کمتر از اینها بده با خنده هـــــــایت بازی ام
از شبنم عشق خاک آدم گل شد
صد فتنه وشور درجهان حاصل شد
سر نشتر عشق بر رگ روح زدند
یک قطره از آن چکید و نامش دل شد
ابوسعیدابوالخیر
ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺴﺖ ﺗﺮ, ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ ﮐﻨﻢ