سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

غوغای درون

گرمای دلم حاصل خورشید تو باشد

لبخند لبانم اثر روی تو باشد

بر من نگهی کن که دلم تاب ندارد

غوغای درونم اثر شور تو باشد



علی واعظ بزرگی

سراب

الا ای دلبر مست و خرابم

الا ای ماه من، شاه و صوابم

دمی بر من نگاهی کن خدا را

جهان بی تو مرا باشد سرابم


علی واعظ بزرگی

94/12/17

چرا اینقدر مردم از حقایق رویگردانند؟!

نشستم روی ساحل، حال دریا را نمیدانم!
من این پایینم و قانون بالا را نمیدانم !

چرا اینقدر مردم از حقایق رویگردانند؟!
دلیل این همه انکار و‌حاشا را نمیدانم!
  ادامه مطلب ...

صلاحیت او رد شده است!

مادرم با پدرم بد شده است
چون شنیده است که مرتد شده است

معصیت های کبیر پدرم
صد و هشتاد مجلد شده است

  ادامه مطلب ...

سحری سرگردان

نیمه جانی بر کف
کوله باری بر دوش
مقصدی بی پایان
قرن ها پشت افق
سحری سرگردان
که در آن آتش کم نور نگاهی تنها

سینه ساکت صحرای سحرگاهی را

  ادامه مطلب ...

این همه وسواس چرا؟

من که با صاعقه‌ای می‌شکنم داس چرا؟

بر دل از جور شما این همه آماس چرا؟


خودِ بارانم و تو پاک‌ترم می‌خواهی!

آب را غسل نده، این همه وسواس چرا؟


خسته‌ام! سنگ نزن، هی نشکن روح مرا

شده‌ام عاشق یک آینه‌نشناس چرا؟
 

ادامه مطلب ...

کنار درک تو کوه از کمر شکست.


به گونه ماه
نامت
زبانزد آسمان ها بود
و پیمان برادری ات
با جبل نور
چون آیه های جهاد،

محکم.

  ادامه مطلب ...