گرمای دلم حاصل خورشید تو باشد
لبخند لبانم اثر روی تو باشد
بر من نگهی کن که دلم تاب ندارد
غوغای درونم اثر شور تو باشد
علی واعظ بزرگی
الا ای دلبر مست و خرابم
الا ای ماه من، شاه و صوابم
دمی بر من نگاهی کن خدا را
جهان بی تو مرا باشد سرابم
علی واعظ بزرگی
94/12/17
مادرم با پدرم بد شده است
چون شنیده است که مرتد شده است
معصیت های کبیر پدرم
صد و هشتاد مجلد شده است
سینه ساکت صحرای سحرگاهی را
من که با صاعقهای میشکنم داس چرا؟
بر دل از جور شما این همه آماس چرا؟
خودِ بارانم و تو پاکترم میخواهی!
آب را غسل نده، این همه وسواس چرا؟
خستهام! سنگ نزن، هی نشکن روح مرا
شدهام عاشق یک آینهنشناس چرا؟
محکم.