سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

خنده بر گردش این گنبد مینا زده ایم

تا به دامان تو ما دست تولا  زده ایم
به تولای تو بر هر دو جهان پا زده ایم

تا به کوی تو نهادیم صنم روی نیاز
پشت پا بر حرم و دیر و کلیسا زده ایم
  ادامه مطلب ...

شادی

ای شادی بگشا
درها بر رخ ما
که پر از مژده ایم
به چمن از بهار
خبر آورده ایم
 

ادامه مطلب ...

یعنی از عمر همین بود تن آسایی ما

یار بی پرده کمر بست به رسوایی ما
ما تماشایی او ، خلق تماشایی ما

قامت افروخته می‌رفت و به شوخی می‌گفت
که بتی چهره نیفروخت به زیبایی ما
 

ادامه مطلب ...

عید غدیر

عید سعید غدیر خم گرامی باد

ره به وحدت نیافتن تا کی؟

از تو ای دوست نَگْسَلَم پیوند
ور به تیغم بُرند بند از بند

الحق ارزان بود ز ما صد جان
وز دهان تو نیم شِکَّرخَند
 

ادامه مطلب ...

انتخابات

قصد نداشتم در خصوص مناظره های انتخاباتی و خود انتخابات مطلبی بنویسم اما دیروز تصادفا در بزرگراه آزادگان نرسیده به علامه جعفری بیلبوردی از جناب جلیلی دیدم که نتوانستم به روند خودم ادامه دهم.
در این بیلبورد عکسی از جناب جلیلی چاپ شده که در حال خندیدن است. اما هر چه به عکس بیشتر نگاه کردم به این موضوع بیشتر پی بردم که مشاوران تبلیغاتی ایشان یا واقعا انسان های کند ذهن و بسیار کارنابلدی هستند (که به نظرم با توجه به مواضع سیاسی و اقتصادی ایشان در دو دهه گذشته همین مورد صحیح است) یا تعمدا قصد تخریب ایشان را دارند (که در این صورت یکی باید در ستاد ایشان متوجه شده باشد که ظاهرا خبری نیست).

اما عکس چه بود؟ خنده ایشان چنان مصنوعی و حتی هیستریک بود که انسان را به ترس می اندازد که اگر ایشان خدای ناخواسته اسمشان از صندوق به اصطلاح انتخابات در آمد چه بر سر مردم این مملکت خواهد آمد. کسی که یک تبلیغ ساده را نمی تواند به درستی انجام دهد چگونه می خواهد بر خیل عظیم مشکلات این مملکت فائق آید؟ به خاطر داشته باشید که بواسطه شغلم، دستی هم بر آتش تبلیغات دارم و تا حدودی از این علم سر در می آورم.

در بین این کاندیداها جناب پزشکیان را دوست دارم ولی هنوز به این نتیجه نرسیده ام که انتخاب جناب پزشکیان با همه محاسنش، بهتر از رای ندادن است. امیدوارم جریانات در روزهای آتی به سمتی سوق پیدا کنند که منافع مردم کشورم بیشتر لحاظ شود.