سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

محمدعلی بهمنی

زندگی کاشکی به من اَمون میداد
گوشه ی چشمی به من نشون میداد
یه کتاب حرف تُو دلم داشتم، اگر
خدا یک ذره به من زبون میداد
نمیدونم نمیدونم چی بگم
چی بگم  از کی بگم با کی بگم
 

ادامه مطلب ...