سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

روزی که تو را نبینم آن روز مباد

با آن که دلم از غم هجرت خونست
شادی به غم توام ز غم افزونست

اندیشه کنم هر شب و گویم یا رب
هجرانش چنین است وصالش چون است!

بی روی تـو خـورشید جهانسوز مـباد
هم بی تو چراغ عالم افروز مباد

با وصـل تـو کـس چو من بد آمـوز مباد
روزی که تو را نبینم آن روز مباد

چون کار دلم ز زلف او ماند گره
بر هر رگ جان صدا از او ماند گره
 

 
امید به گریه بود افسوس افسوس
آن هم شب وصل در گلو ماند گره

رودکی سمرقندی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد