سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

پیش ما قصه دل‌های گرفتار بگو

ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو
عاشقان محرم رازند نه اغیار بگو

هم تو داری خبر از زلف گره بر گره اش
پیش ما قصه دل‌های گرفتار بگو
  
شرح غارت‌گری زلف دلاویز بکن
وصف خونریزی آن نرگس عیار بگو

همه از فتنه و آشوب نخواهم پرسید
نکته‌ای زان لب شیرین شکربار بگو

گوش را چون که ز پیغام نصیبی دادی
کی بود چشم مرا وعدهٔ دیدار بگو

چون حکایت کنی از دوست من از غایت شوق
با تو صد بار بگویم که دگر بار بگو

تا که از شرم گل از غنچه نیاید بیرون
صفت روی دلارام به گلزار بگو

تا دگر سرو ننازد به خرامیدن خویش
سخنی با وی از آن قامت و رفتار بگو

ای صبا بنده‌نوازی کن و احوال همام
وقت فرصت همه در بندگی یار بگو

همام تبریزی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد