سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

عاقل آن به که در اندیشه ی پایان باشد

تن به جان زنده و جان زنده به جانان باشد
جان که جانانش نباشد تن بی‌جان باشد

دردم از کیست مپرسید بپرسید که کیست
آنکه بر گریه ی من بیند و خندان باشد
  ادامه مطلب ...