سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

توی جاده های غربت واسم یه سایه بون بود

خسته‌تر از همیشه پشت دریچه موندم
صدا زدم اسمشو واسش ترانه خوندم

رنگ من و رنگ شب پرید و اون نیومد
طاقت من به پایان رسید و اون نیومد

دلم میگه یه روزی شاید بیاد دوباره
یا میاد و یا یکی ازش خبر میاره

رنگ من و رنگ شب پرید و اون نیومد
طاقت من به پایان رسید و اون نیومد

یادمه روزگاری عاشق و مهربون بود
توی جاده های غربت واسم یه سایه بون بود

اما حالا فاصله میان ما نشسته
پلی که بین ما بود شکسته و شکسته

شهین حنانه

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد