سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری رسمی قدیمی در سرزمین پارس است که طی آن چند روز مانده به حلول بهار و سال نو، بدی هایمان را به آتش می سپردیم و تازه و شاداب به استقبال بهار می رفتیم. مراسم چهارشنبه سوری در قدیم شامل جمع شدن اقوام دور هم و صرف آجیل مخصوص چهارشنبه سوری، جشن و پایکوبی، پریدن از روی آتش، قاشق زنی و امثالهم بوده است.

   با ورود فرهنگ غرب به سرزمینمان، آتش بازی غربی از قبیل فشفشه بازی هم به مراسم چهارشنبه سوری اضافه شد اما نمی دانم چطور و چگونه ترقه های ناهنجار و انواع مواد منفجره به این مراسم زیبا راه پیدا کرد تا بسیاری از هموطننمان از ترس سلامتی خود، خانواده و حتی خودرویشان، از عبور و مرور در سطح شهر خودداری کرده و در خانه هایشان پناه بگیرند.

در سال های اول انقلاب شخصا شاهد بودم که در آتشی که وسط خیابان درست کرده بودند دو عدد گلوله جنگی انداختند و این مرمی گلوله ها پس از انفجار باروتشان به آسمان رفتند. در عالم کودکی آن سالها این سوال در ذهنم نقش بست که اگر گلوله ها در میان آتش اندکی کج شوند آیا گلوله شلیک شده برای مردم خطرناک نیست؟

از همان سال از چهارشنبه سوریی ترسیدم که در آن عده کم عقل و بی فکر اینگونه با جان و مال مردم بازی می کنند. استفاده از ترقه و نارنجک های دست ساز و یا وارداتی غیر استاندارد، انداختن کپسول های گاز در آتش و ... از این دست موارد هستند.

در این آخر سالی بیایید هوای آن سرباز و پرسنل کادر نیروی انتظامی که بر اساس وظیفه و برای آرامش مردم در خیابانها گشت می زنند و خانواده هایشان نگران و منتظرند را داشته باشیم.

هوای پرسنل آتش نشانی و اورژانس را که به جای اینکه در کنار خانواده چهارشنبه سوری را بگذرانند، در سطح شهر به خدمات رسانی مشغولند را داشته باشیم.

هوای زنان بارداری که ماهها سختی های بارداری را تحمل کرده و منتظرند تا به زودی نوزادشان را در آغوش بگیرند و صداهای ناهنجار ممکن است باعث شود هیچوقت این اتفاق نیفتد را داشته باشیم.

هوای کودکان معصومی که را که از سر کنجکاوی و شیطنت کودکانه امشب را به کوچه و خیابان می آیند را داشته باشیم.

هوای پیرمردان و پیرزنانی که بر اثر کهولت و بیماری در بستر آرمیده اند و ممکن است صدای ناهنجاری باعث ایست قلبی و مرگشان شود را داشته باشیم

...

کاش دوباره چهارشنبه سوری از جنگی خشن به جشنی زیبا و دلنشین و شاد تبدیل شود.

کاش امشب هیچ هموطنی آسیب نبیند.

کاش ...

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1396 ساعت 11:14 ق.ظ | نویسنده: علی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد