X
تبلیغات
رایتل

سحرگاه امید

به نام نامی یکتای بی همتا

اصل موضوع را فراموش نکن

مرد قوی هیکل، در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند.

روز اول 18 درخت برید. رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد. روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد، ولی 15 درخت برید .

روز سوم بیشتر کار کرد، اما فقط 10 درخت برید. به نظرش آمد که ضعیف شده است. نزدیکش رفت و...
  
عذر خواست و گفت: نمی دانم چرا هر چه بیشتر تلاش می کنم، درخت کمتری می برم.

رئیس پرسید: آخرین بار کی تبرت را تیز کردی؟

او گفت: برای این کار وقت نداشتم. تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم.

برچسب‌ها: داستان
تاریخ ارسال: یکشنبه 28 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 08:00 ق.ظ | نویسنده: علی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد